داشتن سایت برای یک کسبوکار بهتنهایی باعث افزایش فروش نمیشود.
ممکن است برای طراحی سایت هزینه کرده باشید، محصولات و خدمات خود را داخل آن قرار داده باشید، حتی برای تولید محتوا و تبلیغات هم هزینه کرده باشید؛ اما وقتی آمار سایت را بررسی میکنید، میبینید ورودی قابل توجهی از گوگل ندارید و تعداد مشتریانی که از سایت به دست میآورید بسیار کمتر از چیزی است که انتظار داشتید.
اینجاست که یک سؤال مهم مطرح میشود:
چرا با وجود داشتن یک سایت وردپرسی، گوگل برای ما مشتری نمیفرستد؟
واقعیت این است که مشکل لزوماً خود وردپرس نیست.
ممکن است سایت از نظر ظاهری کاملاً حرفهای باشد، اما ساختار آن برای جذب مشتری از گوگل مناسب نباشد.
ممکن است بازدیدکننده وارد سایت شود، اما دلیلی برای تماس یا خرید پیدا نکند.
ممکن است صفحات سایت برای عباراتی بهینه شده باشند که هیچ ارزش تجاری برای کسبوکار ندارند.
یا حتی ممکن است سایت در گوگل دیده شود، اما به دلیل مشکلات فنی، محتوایی یا تجربه کاربری، فرصتهای فروش زیادی از بین بروند.
گوگل نیز تأکید میکند محتوای موفق باید در درجه اول برای کاربران و مخاطب واقعی سایت مفید باشد، نه اینکه صرفاً برای دستکاری رتبههای جستجو تولید شده باشد. (Google for Developers)
در ادامه ۷ دلیل مهم را بررسی میکنیم.
۱. سایت شما بر اساس چیزی که مشتری جستجو میکند ساخته نشده است
یکی از رایجترین مشکلات سایتهای شرکتی و فروشگاهی این است که صاحب کسبوکار میداند چه محصول یا خدماتی ارائه میدهد، اما سایت بر اساس نیاز و زبان مشتری ساخته نشده است.
فرض کنید یک شرکت خدمات خاصی ارائه میدهد.
در ذهن صاحب کسبوکار، عبارت اصلی ممکن است نام تخصصی همان خدمت باشد.
اما مشتری ممکن است در گوگل شکل دیگری از همان نیاز را جستجو کند.
مشتری معمولاً نمیگوید:
«من به دنبال شرکت X با فلان ساختار خدماتی هستم.»
بلکه مشکل خودش را جستجو میکند.
مثلاً:
«هزینه طراحی سایت چقدر است؟»
«بهترین شرکت طراحی سایت برای فروشگاه»
«چرا سایت وردپرسی من کند است؟»
«پشتیبانی سایت وردپرس»
«سئو سایت فروشگاهی»
«طراحی سایت شرکتی در تهران»
عبارتی که مشتری جستجو میکند، همیشه همان عبارتی نیست که صاحب کسبوکار تصور میکند.
اگر سایت شما بر اساس نیاز واقعی مشتری ساخته نشده باشد، ممکن است صفحات زیادی داشته باشید اما برای جستجوهای ارزشمند دیده نشوید.
۲. روی کلمات کلیدی اشتباه تمرکز کردهاید
فقط داشتن رتبه در گوگل کافی نیست.
باید ببینید برای چه عبارتی رتبه گرفتهاید.
این تفاوت بسیار مهم است.
فرض کنید سایت شما برای یک عبارت عمومی رتبه خوبی گرفته و ماهانه بازدید زیادی دریافت میکند.
اما این بازدیدکنندگان هیچ ارتباطی با خدمات یا محصولات شما ندارند.
در این حالت ممکن است آمار بازدید سایت بالا برود، ولی فروش تغییری نکند.
در مقابل، ممکن است یک عبارت جستجوی تخصصیتر حجم جستجوی کمتری داشته باشد، اما افرادی که آن را جستجو میکنند دقیقاً به دنبال خرید یک محصول یا دریافت یک خدمت باشند.
برای کسبوکار، این نوع ورودی میتواند ارزش بسیار بیشتری داشته باشد.
بنابراین سؤال اصلی فقط این نیست:
«چند نفر از گوگل وارد سایت ما میشوند؟»
سؤال مهمتر این است:
«چند نفر از افرادی که وارد سایت میشوند، مشتری بالقوه ما هستند؟»
سئو باید به جذب مخاطب مناسب کمک کند، نه اینکه فقط عدد بازدید را بالا ببرد.
۳. بازدید دارید، اما بازدیدکننده به مشتری تبدیل نمیشود
گاهی مشکل سایت کمبود ورودی نیست.
کاربر وارد سایت میشود، صفحات را میبیند، حتی ممکن است از گوگل هم بازدید قابل توجهی داشته باشید؛ اما خبری از تماس، ثبت سفارش یا درخواست مشاوره نیست.
در این شرایط باید مسیر تبدیل بازدیدکننده به مشتری بررسی شود.
مثلاً ممکن است:
صفحه خدمات توضیح کافی نداشته باشد.
مزیت رقابتی کسبوکار مشخص نباشد.
راه تماس با مجموعه بهوضوح دیده نشود.
فرم درخواست مشاوره بیش از حد پیچیده باشد.
اعتمادسازی کافی انجام نشده باشد.
نمونهکار یا تجربه مشتریان قبلی نمایش داده نشود.
قیمت یا فرآیند دریافت خدمات برای کاربر مبهم باشد.
کاربر نداند قدم بعدی چیست.
این یعنی ممکن است سئو سایت شما بخشی از کار را انجام داده باشد و کاربر را به سایت آورده باشد، اما سایت در مرحله فروش عملکرد مناسبی نداشته باشد.
در چنین شرایطی افزایش بیشتر بازدید لزوماً مشکل اصلی را حل نمیکند.
اگر یک سطل سوراخ داشته باشید، ریختن آب بیشتر داخل آن مشکل را حل نمیکند.
ابتدا باید سوراخ را پیدا کنید.
۴. محتوای سایت برای جذب مشتری نوشته نشده است
یکی دیگر از دلایل رایج، تولید محتوای زیاد اما بدون استراتژی تجاری است.
ممکن است سایت دهها یا حتی صدها مقاله داشته باشد، اما بیشتر آنها برای کسبوکار شما مشتری ایجاد نکنند.
مقالهای که صرفاً برای گرفتن یک بازدید تولید شده، لزوماً مقاله خوبی برای کسبوکار نیست.
محتوای ارزشمند باید بتواند بخشی از مسیر تصمیمگیری مشتری را پوشش دهد.
یعنی به سؤالاتی پاسخ دهد که مشتری قبل از خرید، هنگام مقایسه یا زمانی که با یک مشکل جدی مواجه شده است از خودش میپرسد.
برای مثال، اگر خدمات پشتیبانی سایت ارائه میدهید، موضوعاتی مانند:
«چرا سایت وردپرسی مدام خراب میشود؟»
«هزینه نداشتن پشتیبان سایت چقدر است؟»
«اگر سایت هک شود چه اتفاقی برای کسبوکار میافتد؟»
میتوانند از نظر تجاری ارزش بیشتری نسبت به مطالب عمومی و نامرتبط داشته باشند.
چون مخاطب چنین محتواهایی به یک مشکل واقعی نزدیکتر است.
هدف این نیست که صدها مقاله تولید کنید.
هدف این است که محتوایی داشته باشید که مشتری مناسب را جذب کند و او را یک قدم به تصمیم خرید نزدیکتر کند.
این رویکرد با توصیه گوگل درباره محتوای People-first نیز همراستاست؛ یعنی محتوا باید برای مخاطب مشخص و با هدف کمک واقعی به او تولید شود. (Google for Developers)
۵. سایت از نظر سرعت و تجربه کاربری مشکل دارد
ممکن است سایت شما از نظر محتوا و کلمات کلیدی وضعیت مناسبی داشته باشد، اما کاربر تجربه خوبی از استفاده از آن نداشته باشد.
مثلاً:
صفحات دیر باز شوند.
نسخه موبایل مناسب نباشد.
دکمههای مهم بهخوبی دیده نشوند.
کاربر برای پیدا کردن اطلاعات موردنظر مجبور شود چندین صفحه را باز کند.
فرم تماس بهدرستی کار نکند.
صفحه محصول یا خدمات شلوغ و گیجکننده باشد.
این مشکلات میتوانند باعث شوند بخشی از کاربران قبل از رسیدن به مرحله تماس یا خرید سایت را ترک کنند.
گوگل نیز تجربه کلی صفحه را مهم میداند و مواردی مانند Core Web Vitals، نمایش مناسب در موبایل، امنیت و تجربه کلی کاربر را در ارزیابی تجربه صفحه مطرح میکند. در عین حال، خود گوگل تأکید میکند که داشتن امتیاز خوب در Core Web Vitals بهتنهایی تضمینکننده رتبه اول نتایج جستجو نیست. (Google for Developers)
بنابراین نباید سئو را فقط به کلمات کلیدی و مقاله محدود کرد.
گاهی مشکل اصلی این است که مشتری وارد سایت میشود، اما سایت نمیتواند او را نگه دارد و به مرحله بعدی برساند.
۶. مشکلات فنی سئو در سایت وجود دارد
گاهی سایت از نظر ظاهری کاملاً سالم است، اما در پشت صحنه مشکلاتی وجود دارد که روی دیدهشدن صفحات در گوگل تأثیر میگذارد.
برای مثال ممکن است:
ساختار URLها نامناسب باشد.
برخی صفحات مهم بهدرستی در دسترس موتورهای جستجو نباشند.
صفحات تکراری ایجاد شده باشند.
برخی صفحات کمارزش زیادی در سایت وجود داشته باشند.
لینکسازی داخلی ضعیف باشد.
ریدایرکتها بهدرستی مدیریت نشده باشند.
صفحات مهم سایت ارتباط مناسبی با یکدیگر نداشته باشند.
خطاهای فنی وجود داشته باشد.
نسخه موبایل تجربه مناسبی ارائه ندهد.
مشکل اینجاست که بسیاری از صاحبان سایت اصلاً متوجه این مشکلات نمیشوند.
چون سایت برای خودشان باز میشود و ظاهراً همه چیز طبیعی است.
اما اینکه یک صفحه در مرورگر باز میشود، به این معنی نیست که ساختار سایت از نظر سئو نیز کاملاً مناسب است.
نکته مهم دیگر این است که نصب یک افزونه سئو به معنی انجام شدن سئو سایت نیست.
افزونه میتواند ابزار مفیدی باشد، اما استراتژی، ساختار، محتوا، بررسی صفحات، تحلیل رقبا و ارزیابی عملکرد همچنان نیاز به تصمیمگیری و بررسی تخصصی دارند.
۷. سئو را بدون استراتژی و اندازهگیری انجام میدهید
یکی از مهمترین دلایل شکست سئو این است که فعالیتها بدون هدف تجاری مشخص انجام میشوند.
مثلاً:
هر ماه چند مقاله منتشر میشود.
چند کلمه کلیدی انتخاب میشود.
عنوانها تغییر میکنند.
افزونه سئو تنظیم میشود.
اما مشخص نیست این اقدامات قرار است دقیقاً چه نتیجهای برای کسبوکار ایجاد کنند.
یک استراتژی سئوی تجاری باید بتواند به سؤالاتی مثل این پاسخ دهد:
کدام محصولات یا خدمات برای کسبوکار سودآورتر هستند؟
مشتریان بالقوه چه عباراتی را جستجو میکنند؟
کدام صفحات باید بیشترین ورودی را دریافت کنند؟
کدام کلمات کلیدی احتمال خرید بیشتری دارند؟
کدام صفحات بازدید دارند اما فروش ایجاد نمیکنند؟
رقبا روی چه موضوعاتی سرمایهگذاری کردهاند؟
کاربر پس از ورود از گوگل چه مسیری را طی میکند؟
کدام بخش از مسیر فروش باعث خروج مشتری میشود؟
اگر پاسخ این سؤالات مشخص نباشد، ممکن است ماهها روی سئو کار کنید بدون اینکه بدانید دقیقاً چه چیزی باید بهتر شود.
چرا گاهی ۱۰ صفحه خوب از ۱۰۰ مقاله عمومی ارزشمندتر است؟
یک تصور اشتباه این است که هرچه تعداد صفحات و مقالات سایت بیشتر باشد، حتماً سئو بهتر خواهد شد.
اما برای یک کسبوکار، تعداد محتوا بهتنهایی معیار موفقیت نیست.
ممکن است ۱۰۰ مقاله عمومی داشته باشید که بیشتر آنها بازدیدکنندهای جذب کنند که هیچ قصدی برای خرید محصولات یا خدمات شما ندارد.
در مقابل، ممکن است ۱۰ صفحه بسیار هدفمند داشته باشید که دقیقاً روی نیازهای مهم مشتریان بالقوه تمرکز کرده باشند.
این صفحات میتوانند ارزش تجاری بسیار بیشتری ایجاد کنند.
برای مثال، اگر یک شرکت خدمات طراحی و پشتیبانی سایت دارید، داشتن صفحهای قوی برای هر خدمت مهم، محتوای تخصصی مرتبط با مشکلات مشتریان و صفحات مقایسه و تصمیمگیری میتواند بسیار ارزشمندتر از انتشار روزانه مطالب عمومی درباره دنیای اینترنت باشد.
هدف سئو باید ساخت یک سیستم جذب مشتری باشد، نه فقط پر کردن سایت با محتوا.
اگر سایت ورودی گوگل دارد ولی فروش ندارد چه کنیم؟
در این شرایط نباید بلافاصله سراغ تولید مقاله بیشتر بروید.
ابتدا باید مشخص شود مشکل در کدام مرحله قرار دارد.
آیا اصلاً افراد مناسب وارد سایت میشوند؟
آیا کلمات کلیدی درست انتخاب شدهاند؟
آیا صفحات مهم سایت برای جستجوهای تجاری بهینه هستند؟
آیا کاربر بعد از ورود به صفحه، پاسخ سؤال خود را دریافت میکند؟
آیا صفحه خدمات یا محصول اعتماد لازم را ایجاد میکند؟
آیا مسیر تماس یا خرید ساده است؟
آیا سایت روی موبایل عملکرد مناسبی دارد؟
آیا صفحات مهم از نظر فنی قابل دسترسی و ایندکس هستند؟
آیا سرعت سایت باعث خروج کاربران میشود؟
آیا محتوای سایت با نیاز واقعی مخاطب هماهنگ است؟
تا زمانی که پاسخ این سؤالها مشخص نشده، افزایش حجم تولید محتوا ممکن است فقط هزینه بیشتری به کسبوکار تحمیل کند.
اگر سایت اصلاً از گوگل ورودی ندارد چه؟
در این حالت نیز نباید بلافاصله نتیجه گرفت که «سئو جواب نمیدهد».
باید وضعیت سایت از چند جهت بررسی شود.
ممکن است سایت جدید باشد و هنوز اعتبار و محتوای کافی نداشته باشد.
ممکن است کلمات کلیدی اشتباه انتخاب شده باشند.
ممکن است صفحات مهم سایت ساختار مناسبی نداشته باشند.
ممکن است مشکلات فنی وجود داشته باشد.
ممکن است محتوای سایت پاسخ مناسبی به نیاز جستجوکننده ندهد.
یا ممکن است رقابت در حوزه موردنظر بسیار شدید باشد و استراتژی فعلی برای رسیدن به نتایج مناسب کافی نباشد.
بنابراین قبل از هر تصمیمی باید تشخیص داد مشکل دقیقاً چیست.
سئو موفق از تشخیص درست شروع میشود
اگر سایت شما ورودی گوگل و فروش مورد انتظار را ندارد، اولین قدم الزاماً تولید مقاله جدید نیست.
اولین قدم، پیدا کردن دلیل است.
یک بررسی اصولی باید حداقل مواردی مانند اینها را در نظر بگیرد:
وضعیت فنی سایت
ساختار صفحات
صفحات خدمات و محصولات
کلمات کلیدی هدف
وضعیت دیدهشدن در گوگل
کیفیت و هدف صفحات محتوا
لینکسازی داخلی
سرعت و تجربه کاربری
عملکرد نسخه موبایل
رقبای اصلی
مسیر تبدیل بازدیدکننده به مشتری
و مهمتر از همه، ارتباط سئو با مدل درآمدی کسبوکار
چون ممکن است سایتی از نظر سئو ظاهراً وضعیت خوبی داشته باشد، اما برای کسبوکار موردنظر مشتری مناسبی جذب نکند.
سئو باید برای فروش طراحی شود، نه فقط برای رتبه
اگر هدف شما از داشتن سایت فقط داشتن یک آدرس اینترنتی نیست و میخواهید سایت برایتان مشتری ایجاد کند، باید نگاه متفاوتی به سئو داشته باشید.
رتبه گرفتن مهم است.
ورودی گرفتن مهم است.
تولید محتوا مهم است.
اما هیچکدام هدف نهایی نیستند.
هدف نهایی این است که سایت بتواند مخاطب مناسب را جذب کند، اعتماد ایجاد کند و او را به سمت خرید، تماس یا درخواست مشاوره هدایت کند.
به همین دلیل، ممکن است یک سایت با بازدید کمتر، فروش بیشتری نسبت به سایتی با بازدید بسیار بالاتر داشته باشد.
تفاوت در کیفیت مخاطب و مسیر تبدیل اوست.
جمعبندی
اگر با وجود داشتن سایت وردپرسی، از گوگل ورودی و فروش کافی دریافت نمیکنید، مشکل الزاماً کمبود مقاله یا حتی خود وردپرس نیست.
ممکن است سایت شما برای نیاز واقعی مشتری ساخته نشده باشد.
ممکن است روی کلمات کلیدی اشتباه تمرکز کرده باشید.
ممکن است بازدیدکننده وارد سایت شود اما تبدیل به مشتری نشود.
ممکن است محتوای سایت برای جذب خریدار نوشته نشده باشد.
ممکن است سرعت و تجربه کاربری ضعیف باشد.
ممکن است مشکلات فنی سئو مانع عملکرد صحیح صفحات شده باشند.
یا ممکن است تمام فعالیتهای سئو بدون یک استراتژی مشخص و قابل اندازهگیری انجام شوند.
بنابراین قبل از اینکه هزینه بیشتری برای تولید محتوا یا تبلیغات صرف کنید، بهتر است ابتدا بفهمید مشکل واقعی سایت کجاست.
اگر قرار است سایت برای کسبوکار شما مشتری ایجاد کند، سئو باید با هدف فروش و رشد کسبوکار طراحی شود؛ نه صرفاً برای افزایش یک عدد در گزارش بازدید.
دعوت به اقدام
اگر سایت وردپرسی دارید اما با وجود هزینهای که برای طراحی سایت و محتوا کردهاید، از گوگل مشتری کافی دریافت نمیکنید، وقت آن است که به جای حدس زدن، وضعیت سایت را دقیق بررسی کنید.
کلیک بیشتر میتواند وضعیت سئو، ساختار سایت، صفحات مهم، کلمات کلیدی، محتوای سایت، تجربه کاربری و مسیر تبدیل بازدیدکننده به مشتری را بررسی کند و مشخص کند مشکل اصلی از کجاست.
قبل از اینکه برای تولید محتوای بیشتر یا تبلیغات بیشتر هزینه کنید، اول مطمئن شوید سایت فعلی شما ظرفیت تبدیل بازدیدکننده به مشتری را دارد.
برای دریافت مشاوره و بررسی وضعیت سئوی سایت، با کلیک بیشتر در ارتباط باشید.