ممکن است سایت شما چند سال قبل با هزینه قابل توجهی طراحی شده باشد و در زمان خودش هم کاملاً مناسب به نظر میرسیده باشد.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا سایت فعلی هنوز برای کسبوکار امروز شما ساخته شده است؟
بسیاری از صاحبان کسبوکار تصور میکنند تا زمانی که سایت باز میشود و مشکلی مثل «خرابی کامل» ندارد، نیازی به بازطراحی نیست.
در حالی که یک سایت میتواند کاملاً باز شود، محصولات و خدمات را نمایش دهد و حتی ظاهر بدی هم نداشته باشد، اما در عمل مشتری بپراند.
مشکل اصلی اینجاست که عملکرد ضعیف سایت همیشه با یک خطای واضح دیده نمیشود.
گاهی مشتری وارد سایت میشود و خیلی سریع خارج میشود.
گاهی نمیتواند چیزی را که میخواهد پیدا کند.
گاهی در موبایل تجربه خوبی ندارد.
گاهی سایت آنقدر قدیمی و نامنظم به نظر میرسد که اعتماد کاربر کاهش پیدا میکند.
و گاهی هم سایت اصلاً برای هدفی که کسبوکار امروز دنبال میکند طراحی نشده است.
در چنین شرایطی، بازطراحی سایت فقط یک تغییر ظاهری نیست.
Redesign میتواند فرصتی باشد برای اینکه سایت دوباره با اهداف فروش، برند، مشتریان و مسیر رشد کسبوکار هماهنگ شود.
گوگل نیز در توصیههای مربوط به تجربه صفحه، روی عواملی مانند نمایش مناسب در موبایل، امنیت، Core Web Vitals و تجربه کلی و قابلاستفاده بودن صفحه تأکید میکند؛ البته یک امتیاز فنی خوب بهتنهایی تضمینکننده رتبه بالا در نتایج جستجو نیست.
حالا از کجا بفهمیم واقعاً وقت بازطراحی سایت رسیده است؟
۵ نشانه مهم وجود دارد که نباید نادیده بگیرید.
۱. سایت شما مشتری را به سمت تماس یا خرید هدایت نمیکند
اولین و مهمترین سؤال درباره سایت این نیست که «زیبا هست یا نه؟»
باید بپرسید:
«این سایت چقدر به فروش و جذب مشتری کمک میکند؟»
فرض کنید کاربر وارد سایت شما شده و به خدمات یا محصولات شما علاقهمند است.
آیا در همان لحظات اول متوجه میشود که دقیقاً چه کاری انجام میدهید؟
آیا میداند چرا باید از شما خرید کند؟
آیا بهراحتی میتواند محصول موردنظر را پیدا کند؟
آیا دکمه تماس، درخواست مشاوره یا خرید بهوضوح قابل مشاهده است؟
آیا اطلاعات لازم برای تصمیمگیری را در اختیار دارد؟
اگر جواب این سؤالها منفی باشد، سایت شما ممکن است از نظر فنی سالم باشد، اما از نظر تجاری ضعیف عمل کند.
یکی از مشکلات سایتهای قدیمی این است که معمولاً اطلاعات زیادی روی آنها جمع شده، اما مسیر مشخصی برای کاربر وجود ندارد.
در صفحه اصلی همهچیز نمایش داده میشود.
چندین بنر، چندین منو، متنهای طولانی، بخشهای متعدد و لینکهای مختلف.
اما کاربر در پایان هنوز نمیداند قدم بعدی چیست.
یک سایت فروشنده باید کاربر را سرگردان نکند.
باید مسیر او را ساده کند:
ورود → شناخت کسبوکار → بررسی محصول یا خدمت → اعتماد → اقدام
اگر این مسیر در سایت شما واضح نیست، بازطراحی میتواند ضروری باشد.
۲. سایت در موبایل تجربه خوبی ندارد
امروز بسیاری از کاربران سایتها را با موبایل بررسی میکنند.
بنابراین دیگر نمیتوان یک سایت را فقط با این معیار ارزیابی کرد که «در کامپیوتر خوب نمایش داده میشود».
ممکن است سایت روی دسکتاپ ظاهری قابل قبول داشته باشد، اما در موبایل:
متنها بسیار کوچک باشند.
دکمهها سخت لمس شوند.
منوها پیچیده باشند.
تصاویر بیش از حد بزرگ یا کوچک نمایش داده شوند.
بخشهای مهم بهدرستی کنار هم قرار نگیرند.
فرمها آزاردهنده باشند.
صفحه برای مشاهده محتوا نیاز به اسکرولهای غیرمنطقی داشته باشد.
این مشکلات فقط یک ایراد زیباییشناختی نیستند.
وقتی کاربر نتواند راحت با سایت کار کند، احتمال خروج او بیشتر میشود.
گوگل نیز به صاحبان سایت توصیه میکند نمایش و استفاده مناسب صفحات روی دستگاههای موبایل را بخشی از ارزیابی تجربه کلی صفحه قرار دهند.
به همین دلیل، اگر طراحی سایت شما متعلق به چند سال قبل است و در موبایل صرفاً «جمعوجور شده» ولی واقعاً برای موبایل طراحی نشده، زمان بازنگری جدی آن رسیده است.
۳. ظاهر سایت دیگر با برند و اعتبار کسبوکار شما هماهنگ نیست
این مورد را نباید دستکم گرفت.
سایت شما یکی از نقاط مهم تماس مشتری با برند است.
اگر کسبوکار شما رشد کرده اما سایت همچنان ظاهر چند سال قبل را دارد، این اختلاف میتواند روی برداشت اولیه مشتری تأثیر بگذارد.
تصور کنید یک شرکت امروز خدمات حرفهای و گرانقیمت ارائه میدهد، دفتر و تیم مناسبی دارد، مشتریان معتبر دارد و برندش رشد کرده است.
اما وقتی مشتری وارد سایت میشود، با:
طراحی قدیمی
تصاویر بیکیفیت
فونتهای نامناسب
رنگبندی نامرتب
چیدمان شلوغ
متنهای قدیمی
و صفحات نامنظم
مواجه میشود.
مشتری ممکن است آگاهانه این موضوع را تحلیل نکند، اما تجربه کلی او از برند تحت تأثیر قرار میگیرد.
بازطراحی حرفهای قرار نیست فقط سایت را «قشنگتر» کند.
باید تصویر آنلاین کسبوکار شما با سطح واقعی برندتان هماهنگ شود.
سایت باید وقتی مشتری آن را میبیند، این پیام را منتقل کند:
«این مجموعه حرفهای است، قابل اعتماد است و برای مشتری خود ارزش قائل است.»
اگر تصویر فعلی سایت با جایگاه واقعی کسبوکار شما فاصله زیادی دارد، بازطراحی میتواند یک سرمایهگذاری منطقی باشد.
۴. سایت شما بیش از حد شلوغ، پیچیده یا سخت برای استفاده است
گاهی مشکل سایت قدیمی دقیقاً برعکس مورد قبل است.
سایت ظاهر مدرنی دارد، اما کار کردن با آن سخت است.
مثلاً برای پیدا کردن یک خدمت ساده باید چند صفحه را باز کنید.
یا کاربر برای پیدا کردن اطلاعات مهم مجبور است بین منوهای مختلف جستجو کند.
یا صفحه محصول پر از اطلاعاتی است که اصل موضوع را پنهان کردهاند.
یا در صفحه اصلی دهها بخش وجود دارد و هیچ اولویتی مشخص نیست.
یکی از نشانههای سایت خوب این است که کاربر بدون فکر زیاد بتواند مسیر موردنظرش را پیدا کند.
کاربر نباید مجبور باشد بفهمد طراح سایت چه فکری کرده است.
ساختار سایت باید برای کاربر قابل فهم باشد.
بهخصوص در سایتهای خدماتی و فروشگاهی، باید از خودمان بپرسیم:
مشتری معمولاً برای چه کاری وارد این صفحه میشود؟
چه سؤالی در ذهن او دارد؟
قبل از خرید به چه اطلاعاتی نیاز دارد؟
چه چیزی ممکن است باعث تردید او شود؟
چه اقدامی میخواهیم انجام دهد؟
پاسخ این سؤالها باید در طراحی صفحات دیده شود.
اگر معماری و ساختار فعلی سایت اجازه نمیدهد این مسیر به شکل واضح و ساده طراحی شود، گاهی بازطراحی از وصلهپینه کردن صفحات موجود منطقیتر است.
۵. سایت دیگر با اهداف فعلی کسبوکار شما همخوانی ندارد
این یکی از مهمترین دلایل Redesign است.
ممکن است سایت شما زمانی برای یک کسبوکار کوچک ساخته شده باشد.
اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده باشد.
مثلاً:
محصولات بیشتری دارید.
خدمات جدید اضافه کردهاید.
مخاطبان شما تغییر کردهاند.
وارد بازارهای جدید شدهاید.
فروش آنلاین برایتان مهمتر شده است.
از گوگل مشتری بیشتری میخواهید.
برندتان حرفهایتر شده است.
رقبای شما رشد کردهاند.
یا مدل درآمدی کسبوکار تغییر کرده است.
اما سایت هنوز بر اساس همان شرایط قدیمی فعالیت میکند.
در این وضعیت، حتی اگر ظاهر سایت قابل قبول باشد، ساختار آن ممکن است دیگر پاسخگوی نیاز کسبوکار نباشد.
به عنوان مثال، ممکن است در ابتدای فعالیت فقط یک معرفی ساده از شرکت لازم بوده باشد، اما امروز به صفحات تخصصی خدمات، سیستم فروش، نمونهکارها، فرمهای حرفهای، صفحات فرود و مسیرهای مشخص برای جذب مشتری نیاز داشته باشید.
در چنین شرایطی، تغییر چند رنگ یا جابهجا کردن چند بخش مشکل اصلی را حل نمیکند.
شما به بازنگری در ساختار سایت نیاز دارید.
بازطراحی سایت دقیقاً چه چیزهایی را باید تغییر دهد؟
بازطراحی حرفهای فقط به معنای تغییر ظاهر صفحه اصلی نیست.
بسته به وضعیت سایت، ممکن است بخشهای مختلفی نیاز به بازنگری داشته باشند:
ساختار کلی صفحات
منوی سایت
دستهبندی محصولات یا خدمات
طراحی صفحه اصلی
صفحات محصول و خدمات
صفحه تماس
فرمهای درخواست مشاوره
مسیر خرید
نسخه موبایل
سرعت و عملکرد
عناصر اعتمادسازی
محتوا و پیامهای اصلی
Call To Actionها
ساختار لینکهای داخلی
و هماهنگی ظاهر سایت با هویت برند
در بعضی پروژهها حتی لازم است صفحات قدیمی حذف، ادغام یا بازنویسی شوند.
هدف این نیست که همه چیز را از صفر عوض کنیم.
هدف این است که ببینیم کدام بخشها واقعاً به کسبوکار کمک میکنند و کدام بخشها تبدیل به مانع شدهاند.
چه زمانی بازطراحی لازم نیست؟
هر سایت قدیمی الزاماً نیاز به بازطراحی کامل ندارد.
این نکته بسیار مهم است.
گاهی سایت از نظر ساختار و تجربه کاربری خوب است و فقط چند مشکل مشخص دارد.
در این شرایط ممکن است به جای Redesign کامل، اصلاحات هدفمند نتیجه بهتری داشته باشد.
مثلاً ممکن است فقط:
صفحه اصلی نیاز به اصلاح داشته باشد.
نسخه موبایل مشکل داشته باشد.
صفحات خدمات بهینه نباشند.
فرم تماس ضعیف باشد.
سرعت سایت کاهش پیدا کرده باشد.
ظاهر برخی بخشها قدیمی شده باشد.
یا ساختار چند صفحه اصلی نیاز به بازنگری داشته باشد.
در چنین پروژهای، الزاماً نیازی نیست کل سایت دوباره ساخته شود.
بنابراین قبل از سفارش بازطراحی باید ابتدا تشخیص داده شود که مشکل سایت دقیقاً کجاست.
گاهی یک اصلاح حرفهای میتواند مشکل را حل کند و هزینه بسیار کمتری نسبت به بازسازی کامل داشته باشد.
چه زمانی بازطراحی سایت تبدیل به یک ضرورت میشود؟
اگر چند مورد از نشانههای زیر را همزمان دارید، بهتر است موضوع را جدیتر بررسی کنید:
سایت در موبایل تجربه ضعیفی دارد.
کاربران بهراحتی مسیر خرید یا تماس را پیدا نمیکنند.
ظاهر سایت با سطح فعلی برند هماهنگ نیست.
نرخ تبدیل بازدیدکننده به مشتری پایین است.
صفحات سایت قدیمی و نامرتب هستند.
ساختار سایت برای خدمات و محصولات جدید مناسب نیست.
اضافه کردن قابلیتهای جدید سخت و پرهزینه شده است.
سایت مرتب دچار مشکل میشود.
سرعت سایت پایین است.
رقبای شما تجربه بسیار بهتری به مشتری ارائه میدهند.
و مهمتر از همه:
احساس میکنید سایت دیگر نتیجهای که قبلاً انتظار داشتید ایجاد نمیکند.
آیا بازطراحی سایت باعث افزایش فروش میشود؟
هیچ بازطراحی حرفهای نمیتواند بهتنهایی فروش بیشتر را تضمین کند.
فروش به عوامل مختلفی مثل محصول، قیمت، بازار، اعتماد، پیشنهاد فروش، بازاریابی، سئو و کیفیت تجربه مشتری بستگی دارد.
اما طراحی ضعیف میتواند یک مانع جدی در مسیر فروش باشد.
هدف بازطراحی این است که این موانع کاهش پیدا کنند.
مثلاً اگر مشتری نتواند محصول را پیدا کند، اصلاح ساختار میتواند کمککننده باشد.
اگر صفحه خدمات نتواند ارزش پیشنهاد شما را منتقل کند، بازنویسی و طراحی مجدد آن میتواند نرخ تبدیل را بهتر کند.
اگر فرم تماس پیچیده باشد، سادهسازی آن میتواند تعداد درخواستها را افزایش دهد.
اگر نسخه موبایل نامناسب باشد، اصلاح تجربه موبایل میتواند بخشی از کاربران از دسترفته را برگرداند.
بنابراین باید بازطراحی را بهعنوان بخشی از بهبود عملکرد کسبوکار ببینید، نه صرفاً تغییر ظاهر سایت.
یکی از نکات مهم این است که طراحی جدید باید برای انسان و هدف واقعی کسبوکار انجام شود، نه صرفاً برای ایجاد یک ظاهر متفاوت یا پر کردن صفحات با عناصر جدید. گوگل نیز بر محتوای مفید برای مخاطب و تجربه کلی مناسب صفحه تأکید دارد.
قبل از بازطراحی سایت این اشتباه را نکنید
بزرگترین اشتباه این است که فقط بگویید:
«سایت ما قدیمی شده، یک سایت جدید میخواهیم.»
بدون بررسی دقیق، ممکن است همان مشکلات قبلی را دوباره به سایت جدید منتقل کنید.
ظاهر جدید میشود، اما:
مسیر فروش همچنان ضعیف است.
محتوا همچنان مناسب نیست.
ساختار صفحات همچنان اشتباه است.
سئو آسیب میبیند.
کاربر همچنان نمیداند چه کاری انجام دهد.
و در نهایت بعد از چند ماه، دوباره همان سؤال قبلی را خواهید داشت:
«چرا این سایت هم برای ما مشتری نمیآورد؟»
قبل از Redesign باید مشخص شود سایت فعلی چه چیزی را خوب انجام میدهد، کجا مشکل دارد و سایت جدید قرار است دقیقاً چه چیزی را بهتر کند.
بازطراحی موفق از تحلیل شروع میشود، نه از انتخاب رنگ و قالب.
بازطراحی سایت باید چه نتیجهای برای کسبوکار داشته باشد؟
یک بازطراحی اصولی باید در نهایت به چند هدف مشخص کمک کند:
مشتری سریعتر متوجه شود شما چه کاری انجام میدهید.
پیدا کردن محصولات و خدمات سادهتر شود.
اعتماد کاربر افزایش پیدا کند.
مسیر تماس یا خرید واضحتر شود.
تجربه موبایل بهتر شود.
سایت با هویت فعلی برند هماهنگ شود.
محتوا و ساختار صفحات برای مخاطب واقعی مناسبتر شود.
و نگهداری و توسعه سایت در آینده سادهتر باشد.
اگر بعد از بازطراحی فقط ظاهر سایت عوض شده باشد، اما تجربه مشتری و عملکرد تجاری آن بهتر نشده باشد، عملاً بخش مهمی از هدف Redesign از دست رفته است.
جمعبندی
سایت شما قرار نیست فقط یک ویترین اینترنتی باشد.
اگر قرار است سایت برای کسبوکار مشتری جذب کند، اعتبار ایجاد کند و در فروش نقش داشته باشد، باید با شرایط واقعی کسبوکار شما هماهنگ باشد.
پنج نشانه مهم که میتوانند نیاز به بازطراحی را نشان دهند عبارتاند از:
سایت نمیتواند کاربر را به سمت خرید یا تماس هدایت کند.
تجربه استفاده از سایت در موبایل ضعیف است.
ظاهر سایت با اعتبار و جایگاه فعلی برند هماهنگ نیست.
ساختار سایت شلوغ و استفاده از آن سخت شده است.
سایت دیگر با اهداف و نیازهای فعلی کسبوکار شما همخوانی ندارد.
البته مشاهده یکی از این نشانهها به این معنی نیست که حتماً باید کل سایت را از صفر طراحی کنید.
گاهی اصلاحات هدفمند کافی است.
اما اگر چند مورد از این مشکلات همزمان وجود دارد، ادامه دادن با همان سایت ممکن است هزینه پنهانی داشته باشد؛ هزینهای که خودش را در قالب مشتریهای از دسترفته، تماسهای کمتر و فروش پایینتر نشان میدهد.
به همین دلیل، قبل از اینکه فقط به فکر «ظاهر جدید» باشید، بهتر است ابتدا بررسی کنید که سایت فعلی دقیقاً کجای مسیر جذب مشتری مشکل دارد.
دعوت به اقدام
اگر احساس میکنید سایت فعلی شما قدیمی شده، مشتری را به خوبی جذب نمیکند یا با شرایط امروز کسبوکارتان هماهنگ نیست، قبل از سفارش یک سایت جدید، وضعیت سایت فعلی را بررسی کنید.
کلیک بیشتر میتواند ساختار، تجربه کاربری، صفحات خدمات و محصولات، نسخه موبایل، مسیر تبدیل کاربر و وضعیت کلی سایت شما را بررسی کند و مشخص کند آیا سایت واقعاً به بازطراحی نیاز دارد یا با اصلاحات هدفمند میتوان مشکل را برطرف کرد.
برای مشاوره بازطراحی سایت و دریافت پیشنهاد متناسب با کسبوکارتان با کلیک بیشتر در ارتباط باشید.